محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
1160
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
آب تا پنج اثار بماند و دردى آن را دور نموده صافى آن را از پارچه كذرانيد سه اثار شير در دو اثار آب داخل نموده بجوشانند تا دو اثار باقى بماند از پارچه كذرانيده در ظرف چينى پهن نموده در سايه خشك نمايند پس سائيده قرنفل بسباسه جوزبوا دارچينى از هريك يك درم قاقلهء صغار برادهء صندل از هريك دو درم مشك زعفران مرواريد ناسفته از هريك ششماشه ورق طلا ورق نقرهء محلولين از هريك يك توله كوفته و بيخته عطر فتنه كلاب از هريك دو ماشه با كلاب و عرق بهار و بيدمشك سرشته سحق بليغ نموده بكذارند در سايه تا قابل حب بستن كردد پس حبوب بسته هر حبّى مقدار نخودى با تانبول يا خالى استعمال نمايند كتاب اللّام باب اللّام مع الالف لاذورد بدانكه لاذورد بفتح لام و الف و كسر زاى معجمه و فتح واو و سكون را و دال مهملتين معرب لاجورد بجيم است و آن حجريست معدنى معروف و بهترين آن كاشغرى صاف شفافست كه در آن ركهاى خار نباشد و با نقطهاى طلائى و رنك آن كبود بسرخى و سبزى مايل و چون بسوزانند دود آن لاجورد باشد و آنچه از سنك مرمر ترتيب دهند و يا از زرنيخ و زاج و سنكريزه تركيب كنند دود آن لاجوردى نميباشد بخلاف غير مغشوش و همين قسم لاجوردى مجعول از پوست تخم مرغ و غيره كه سائيده از چين مىآورند و ثقلى چندان ندارد و هيچيك انها مستعمل در طب نيست بلكه مستعمل حجر كاشغرى شفاف مسطور است و در اكثر غير مغسول آن داخل تراكيب كرده مىشود جهة زيادتى قوت اسهال و جلاى آن و غير مغسول آن كرم است در اول و هر دو در دويّم خشك مسهل سودا و اخلاط غليظهء مخلوط به خون و صاف كنندهء آن از كدورات و بالخاصية دافع امراض سوداوى و سوداوى حوالى قلب و جالى است و تعليق آن رافع خوف و مقوى دل و مفرّح و جالى و با قوت قابضه و رافع و دافع امراض سوداوى و غم و هم و توحش و بخارات غليظه و مدر حيض و نيكو كنندهء رنك رخسار و بالخاصية و بالعرض مقوى قلب و نفع ميدهد وجع كرده و بهر و جذام و برص و جنون را و اكتحال آن جهت سلاق و رمد و دمعه و بياض و قرحه و ريختن مژكان و ذرور آن جهت اكله و قروح ساعيه و نفوخ آن جهت رعاف و فرزجهء آن با روغن زيتون جهة حفظ جنين از اسقاط و طلاى آن با سركه جهة تجعيد موى و قاطع ثاليل و برص را مفيد و مضرّ فم معده و مصلحش مصطكى موجب كرب و غثيان و مصلحش كثيرا و عسل و قدر شربتش از نيم مثقال تا يك مثقال و بدلش حجر ارمنى است [ طريق غسل لاجورد ] طريق غسل لاجورد جهة ادويهء عين و كتابت و نقاشى امّا جهة ادويهء عين بدستور احجار ديكر كافيست و به جهت آشاميدن متقدمين شرط نداشتهاند بلكه باعث ضعف عمل آن ميدانند و اما جهة كتابت و امثال آن بايد سنك لاجورد را سائيده و تسقيه باب تازه نموده جوشانيده اندك روغن زيتون اضافه كرده بدستور احجار غسل داده و مكرر اعادهء طبخ و غسل كنند تا مثل غبار كردد و با ادويهء ديكر ميشويند [ غسل لاجورد بنوع ديگر ] غسل لاجورد بنوع ديكر آنست كه سنك لاجورد را كوفته و بيخته بسايند تا مانند غبار كردد آن كاه با روغن كندر يا روغن سندروس خمير كرده بسرشند پس باب كرم بدست بمالند و همواره اندكاندك آب كرم بران ريزند و دست بمالند تا تمام شسته شود و آب اول را در كاسه نكاه دارند آنچه از آن تهنشين شود لاجورد اعلا است و دويم بار كه بدستور اول بشويند آنچه از آن صاف شود و تهنشين كردد اوسط است و سيّم بار كه مكرّر بشويند شمط باشد بنا بر كفته صاحب قرابادين معصومى و نواب مغفور مبرور در ترياق كبيرى كه خود تاليف فرمودهاند و غير آن جاهاى ديكر تصريح نمودهاند كه حجر ارمنى در زمان ما معروفست به شمط و چون بيند كه در روغن رنك لاجورد نماند ديكر دست بازدارند و ابها را باهستكى از روى سه ظرف مسطور ريخته تهنشين آن را خشك نموده به كار برند فصل در بيان نسخ حبوب لاجورد [ حبّ لاجورد تنقيهء سودا كند و نافعست از براى جميع امراض سوداوى ] حبّ لاجورد تنقيهء سودا كند و نافعست از براى جميع امراض سوداوى خصوص ماليخوليا و صرع سوداوى صنعت آن حجر لاجورد مسحوق مغسول و حجر ارمنى مغسول مسحوق از هريك دو درم هليلهء سياه افتيمون مصرى تخم حنظل از هريك يك مثقال مقل ازرق كثيرا صبر سقوطرى سقمونياى مشوى از هريك يك درم غاريقون سفيد هش بسفايج فستقى از هريك نيم مثقال كوفته و بيخته با آب رازيانه با آب انيسون سرشته حب سازند و بعد از نضج دو هفته دو روز متواتر باب كرم غسل بدهند و چندگاه تكرار عمل كنند شربتى از دو مثقال تا چهار مثقال حبّ لاجورد تاليف حكيم مير محمد مومن جرجانى اخراج بلغم و سودا و صفراى غليظ كند صنعت آن لاجورد مغسول مصطكى رومى پوست هليلهء كابلى صبر سقوطرى غاريقون سفيد تربد سفيد محكوك پوست هليلهء زرد سنا مكى افتيمون كل بنفشه از هريك دو مثقال كل سرخ عود قمارى خام كثيرا از هريك نيم مثقال بسفايج فستقى اسطوخودوس از هريك يك مثقال كوفته و بيخته باب سيب شيرين سرشته حب سازند شربتى از دو مثقال تا سه مثقال حبّ لاجورد منقول از شفائى سودا دفع كند و ماليخوليا و جميع امراض سوداوى را نافعست صنعت آن لاجورد مغسول سه درم انيسون قرنفل سقمونياى مشوى از هريك يك درم غاريقون هش سفيد پنج درم افتيمون بسفايج فستقى از هريك چهار درم ايارج فيقرا شش درم كوفته و بيخته باب كرفس حب سازند شربتى سه درم با ماء الجبن حبّ لاجورد ديكر تنقيهء بدن و سر از سودا كند و جميع امراض سوداوى را نافع باشد صنعت آن لاجورد مسحوق مغسول دو جزو پوست هليلهء زرد پوست هليلهء كابلى هليلهء سياه افتيمون از هريك يك جزو سقمونياى مشوى نيم جزو رب السّوس كثيرا از هريك ربع جزوى كوفته و بيخته باب حب سازند شربتى از سه درم تا چهار درم و اكر در طبع قبض بسيار باشد اين حب را به اين طبيخ بياشامند صنعت آن سناء مكى اسطوخودوس هليلهء سياه از هريك دو درم افتيمون چهار درم در آب خالص يك رطل بجوشانند تا ثلث بماند صافى نموده ده درم كلقند در آن حل كرده صافى نموده حبها را فرو برند حب لاجورد ديكر كه اسهال سودا كند صنعت آن لاجورد مغسول حجر ارمنى مغسول مصطكى رومى نعناع خشك شحم حنظل غاريقون هش سفيد ملح نفطى از هريك يك دانك نيم ايارج فيقرا افتيمون اسطوخودوس از هريك نيم درم خربق سياه طسوجى سقمونياى مشوى نيم دانك اجزا كوفته و بيخته بروغن بادام شيرين چرب نموده حب سازند جمله يك شربت تام بود [ حبّ لاجورد كه نافع است از براى مرض اتشك و ساير قروح و اورام سوداويّه ] حبّ لاجورد كه نافع است از براى مرض اتشك و ساير قروح و اورام سوداويّه و اوجاع مفاصل از مواد سوداويّه صنعت آن لاجورد مغسول پوست هليلهء زرد سورنجان مصرى از هريك نيم درم ايارج فيقرا يك مثقال تربد سفيد يك درم غاريقون هش سفيد نيم درم انيسون كثيرا از هريك يك دانك سقمونياى مشوى يك دانك و طسوجى كوفته و بيخته بروغن بادام شيرين چرب نموده بكلاب سرشته حب سازند هر حبّى به قدر نخودى به ورق نقره پيچيده با آب كرم فرو برند شربتى سه درم حبّ لاجورد مسهل سودا و بلغم و صفراى غليظ باشد و اسهال آن برفق است صنعت آن حجر لاجورد سوده مصطكى رومى پوست هليلهء زرد پوست هليلهء كابلى كل بنفشه بسفايج فستقى غاريقون سفيد تربد سفيد مجوف محكوك مدبّر عود قمارى خام سناء مكى افتيمون از هريك دو درم صبر سقوطرى زرد چهارده درم كل سرخ كثيرا از هريك نيم درم اسطوخودوس يك درم كوفته و بيخته با آب سيب شيرين رسيده سرشته حب سازند شربتى از دو درم تا سه درم حب لاجورد بهق و برص و صرع و امراض سوداوى و بلغمى را نافعست صنعت آن لاجورد مغسول هفت درم ايارج فيقرا پنج درم افتيمون ده درم سقمونياى مشوى تخم كرفس شحم حنظل خربق سياه از هريك دو درم سنبل الطيب انيسون از هريك يك درم كوفته و بيخته باب كرفس سرشته حب سازند شربتى دو نيم درم